اخباراگر چند بار دیگر هم به عقب برگردم فیلم را به همین شکل خواهم ساخت

اگر چند بار دیگر هم به عقب برگردم فیلم را به همین شکل خواهم ساخت

835تعداد نمایش:
1396/06/25تاریخ:
ابراهیم ایرج زاد؛ کارگردان فیلم سینمایی «تابستان داغ» گفت: اگر چند بار دیگر هم به عقب برگردم همین فیلم را به همین شکل خواهم ساخت. این یک قدم اول محکم برای من است چرا که برای آن برنامه‌ریزی کرده‌بودم و براساس برنامه‌ریزی آن را تولید کردم.

«تابستان داغ» اولین ساخته بلند سینمایی ابراهیم ایرج‌زاد بعد از تولید هفت فیلم کوتاه است که داستان شخصیتی به نام نسرین است که هنگام طلاق نمی‌تواند دختر شش ساله‌اش را از شوهرش بگیرد و بی‌اطلاع شوهر به گوشه‌ای از شهر پناه می‌برد.
این فیلم که در جشنواره سی و پنجم فیلم فجر در سیزده رشته کاندید سیمرغ شد از دو هفته گذشته در سینماهای کشور اکران عمومی خود را آغاز کرده و به فروش قابل قبولی هم دست یافته است، به همین بهانه با ابراهیم ایرج زاد؛ کارگردان این فیلم گفتگو کرده ایم.

*در «تابستان داغ» یک گروه کاملا حرفه ای در کنار شما بودند. با توجه به اینکه این فیلم اولین فیلم بلند سینمایی شما بود چطور اعتماد این گروه را به خود جلب کردید که دراین فیلم کنارتان باشند؟

درست است که این فیلم اولین فیلم بلند من است اما بعد از 7 فیلم کوتاهی که همگی با عوامل حرفه ای مقابل دوربین رفته اند و کار شده اند، ساخته شده است. فیلم کوتاه اولم را سال 84 فیلمبرداری کردم و آخرین فیلم کوتاهم را هم اواخر سال 94 کارگردانی کردم . در همه فیلم ها چه جلوی دوربین و چه پشت دوربین از عوامل حرفه ای سینما استفاده کردم.
از ابتدا در حوزه تولید، درگیر سینمای حرفه ای بودم و با توجه به روابط و آشنایی که با دوستان حرفه ای سینما داشتم این شانس برایم بود که فیلم های کوتاهم را با اهالی حرفه ای سینما کار کنم. همین پروسه را در کار اول سینمایی ام هم رعایت کردم و براساس آن پیش رفتم. در قدم اول فیلم های کوتاهم را برای بازیگران ارسال کردم و آن ها دیدند و در واقع بر اساس کیفیت آن کارها اعتماد کردند که در فیلمم حضور داشته باشند. بماند که من در شروع کار هم با حضور دوست چندین و چند ساله ام هومن بهمنش شرایطی را در گروه به وجود آوردم که اعتماد عوامل با حضور او و تهیه کنندگی آقای نوروزبیگی چند برابر شد. در نتیجه خیلی کار سختی برای چیدن این گروه نداشتم.
سینما یک کار تیمی و گروهی است و مهم است برای ساخت یک فیلم کیفیت گروه بالا باشد و در عین حال این کیفیت در همه ارکان گروه هم حفظ شود و گروه یکدستی داشته باشیم.

*کارگردانی چنین طرح فیلمنامه ای از چه زمانی به ذهن شما رسید؟ با توجه به این موضوع که چند ماهی است مساله عدم مراقبت از فرزندان(مثل ماجرای آتنا و بنیتا) تاثیر بسیاری در فضای کنونی جامعه گذاشته است.

قبل از اینکه فیلمنامه پیام کرمی به دستم برسد چند وقتی درگیر این موضوع بودم که از روی رمان «کریمر علیه کریمر» که یک فیلم هم از روی آن به همین نام ساخته شده است یک اقتباس سینمایی انجام دهم. در آن رمان نیز دقیقا محور داستان همین موضوع است که در «تابستان داغ» می بینید. وقتی که با فیلمنامه این فیلم که البته در ابتدا عنوان آن «بچه» بود مواجه شدم همه آن فاکتورهایی که در ذهنم برای اقتباس از آن رمان دنبالش می گشتم را پیدا کردم و با صحبت هایی که با نویسنده انجام شد یک سلسله بازنویسی هایی بر اساس نظر من نسبت به کاری که می خواستم مقابل دوربین ببرم صورت گرفت.
در نهایت در اوایل فیلمبرداری بود که نام آن از «بچه» به «تابستان داغ» تغییر کرد و با این کیفیت و مضمونی که می بینید مقابل دوربین رفت.
اما چرا رمان «کریمر» در ذهن من بود؟ به این خاطر که در آن جا هم داستان در خصوص مسئولیت پذیری بود که نگاه به خانواده و آسیب شناسی خانواده و سه رکن اصلی خانواده (پدر، مادر و فرزند) مورد بررسی قرار گرفته بود. آن فیلم در اواخر دهه 70 با اقتباس از رمانش ساخته شده بود و ما اکنون به لحاظ اجتماعی خیلی شبیه آن دوره هستیم به همین دلیل دنبال این بودم که یک فیلمی کار کنم که بتوان این مساله را در آن آسیب شناسی کرد.

*بردن پسر بچه و اتفاقات پیرامون قصه تا چه میزان به لحاظ جامعه شناختی به دنبال مقصر (یکی از والدین) می گردد و آیا اصلا در ساخت این فیلم باید به دنبال مقصر بود؟

طوری که قصه پیش می رود بیننده به هیچ ترتیبی نمی تواند یک نفر را به صورت مشخص مقصر جلوه دهد، فیلم یک شرایطی را بررسی می کند و در این شرایط یکسری افراد و فاکتورها هستند که باید یک نگاه دوباره به آن ها شود. در یک بخش این ماجرا دو خانواده از دو طبقه مختلف جامعه را درنظر گرفتیم چرا اگر می خواستیم تنها در مسیر یک خانواده فرودست حرکت کنیم این تعبیر اشتباه صورت می گرفت که این خانواده به خاطر شرایط مالی دچار این مشکل شده است، از این رو یک خانواده دومی که به لحاظ تحصیلی، شغلی و اجتماعی در جایگاه دیگری بود را آوردیم که بگوییم مشکل به خاطر طبقه اجتماعی نیست بلکه مشکل نوع نگاهی است که وجود دارد و آن نگاه است که باید تغییر کند.
نسل ما در برخورد با همدیگر باید بدانند که چه وظایفی دارند و چه مسئولیت هایی به گردنشان است. یک نکته دیگر که مهم است خود جامعه است که باید یک بستر سالمی در آن فراهم شود که یک خانواده بتواند یک رشد سالم و رو به تعالی را داشته باشد یعنی وقتی یک ساختار شهری را می خواهید به لحاظ استاندارد تعریف کنید فاکتورها زیادی هست که باید برای آن درنظر گرفته شود.

*راستگویی یا بهتر است بگوییم مساله وجدان که در دهه گذشته تم اصلی بسیاری از فیلم های ایرانی بوده با توجه به شرایط کنونی جامعه چه میزان تاثیر روی مخاطب و روی نویسنده و فیلمساز داشته که تا این حد به این بن مایه رسیدگی می شود؟

اصولا «تابستان داغ» خیلی روی این محور حرکت نمی کند و خیلی این فاکتور در پیشبرد اهداف داستان فیلم پررنگ نیست و نخواستیم روی این موضوع مانور دهیم و داستان را با آن پیش ببریم. در یک بخشی از قصه یک درگیری هایی اتفاق می افتد اما در نهایت خیلی زود کاراکتر اصلی همه ماجرا را بازگو می کند. آن چیزی که در «تابستان داغ» به عنوان درون مایه و تم برای من مهم بود این بود که عدم مسئولیت پذیری خانواده باعث آسیب رساندن به خانواده می شود. این موضوع را برای خودم پررنگ کردم و آن را تبدیل به یک نخ تسبیح کردم که همه اجزای فیلم بیایند و درون این نخ تسبیح قرار بگیرند و با مرکزیت این هدف قصه پیش برود. وجدان فاکتور ما نبوده و خیلی هم روی آن تمرکز نشده است.

*اگر این فیلم را خودتان کارگردانی نمی کردید و به عنوان یک مخاطب آن را تماشا می کردید به «تابستان داغ» چه نمره ای می دادید؟

به عنوان قدم اول چیزی که می توانم در مورد کار خودم بگویم این است که اگر چند بار دیگر هم به عقب برگردم همین فیلم را به همین شکل خواهم ساخت. این یک قدم اول محکم برای من است چرا که برای آن برنامه ریزی کرده بودم و براساس برنامه ریزی هم آن را تولید کردم به همین دلیل اینگونه نیست که بگویم اگر به عقب برگردم این اتفاقات نمی افتاد یا به شکل دیگر رخ می داد. سینما برای من یک مسیری است که قرار است گام به گام رو به جلو در آن حرکت کنم قرار نیست راه را یک شبه طی کنم. می خواهم از این مسیر لذت ببرم و قرار نیست به مقصد خاصی در سینما برسم. «تابستان داغ» برای من یک فیلم اول است که با اعتماد به نفس پای آن می ایستم و از این که این فیلم محصول نهایی کار اول من است بسیار راضی هستم.

*عنوان اثر چه میزان بر اتفاقات داستان همسو است؟ چرا «تابستان داغ»؟

به این خاطر که قصه ما در تابستان اتفاق می افتد و داغ هم کلمه ای است که ایهام دارد و دو پهلو است. وقتی مخاطب فیلم را ببیند متوجه این ایهام و دوپهلویی می شود. اصولا اسم باید یک تصویری در ذهن مخاطب ایجاد کند که خوشایند باشد که یک ما به ازای درست از آن در ذهنش به وجود بیاورد. تصویرسازی که از اسم به وجود می آید باعث کنجکاوی مخاطب برای دیدن فیلم می شود.

*و اما کارهای آینده؟

در حال نوشتن یک قصه هستم و در مرحله طرح است. نمی دانم که به جشنواره فیلم امسال برسد یا نه.


هدیه حدادی اصل
منبع : خبرگزاری آنا

اخبار