«عبدالرضا كاهاني» گفت:به اعتقاد من بالاي شهر نماهاي تلويويزني زيادي دارد اما در پايين شهر با وجود اينكه خيلي چيزها تو را آزار ميدهد اما روي پرده جذاب است به دليل اينكه طبقه پايين شهر سينماييتر است.
به گزارش خبرنگار
سينمايي فارس، جلسه گپوگفت فيلم سينمايي «هيچ» روز سهشنبه 11 اسفندماه در محل سايت خبرآنلاين و با حضور عوامل توليد فيلم سينمايي «هيچ»، جمعي از منتقدان و نمايندگان رسانهها برگزار شد.
براساس اين گزارش، عبدالرضا كاهاني در ابتداي اين نشست در خصوص سؤالي پيرامون چگونگي نگارش فيلمنامه «هيچ» گفت: يك روز همراه با مهران احمدي داشتيم به سمت خانه ميرفتيم كه ماجرايي را تعريف كرد كه يك آدمي در بدنش دارد كليه اضافه توليد ميكند و بعدها در تماس با يك دوست مشترك اين موضوع تأييد شد و گفت حتي تا شش كليه هم بدن آدم ميتواند توليد كند اما حتماً از بدن فرد خارج شود.

وي افزود: از آنجايي كه دلم ميخواهد سوژههايم متفاوت باشد و تكراري نيز نباشند به سراغ دلايل پزشكي اين موضوع رفتم و در ادامه با حسين مهكام قرار گذاشتم و شروع به نگارش فيلمنامه كردم و احساس كردم تركيب اين دو موضوع ميتواند تبديل به يك سوژه خوبي براي يك فيلم باشد.
در ادامه نشست، كاهاني در پاسخ به سؤال كيواني كثيريان در خصوص اين كه در كارهاي وي چهره بازيگران كاملاً متفاوتتر از آن چيزي است كه قبلاً ديده شده است و چرا به اين تغيير چهره در آثارش ميرسد، گفت: من يك تعريفي در مورد بازيگر دارم به اعتقاد من، بازيگر كسي است كه نقشهاي مختلف را بتواند بازي كند و وظيفه بازيگر آن است كه بتواند نقشهاي مختلف را بازي كند و اتفاقاً اين تغيير چهره محسوس انگيزهاي براي بازيگر خواهد بود تا نقش متفاوتي را داشته باشد و عادت اين كه بازيگران را در نقشهاي كليشهاي ببينيم، خيلي بد است.
كارگردان «هيچ» خاطرنشان كرد: من دلم ميخواهم بازيگر به دنبال كشف كردن باشد، همان طور كه خودم در دنبال كشف كردن هستم بازيگر وقتي يك نقش كه از خودش دور است پيدا ميكند، انگيزهاش بيشتر ميشود و به دليل اين كه در همين فيلمهاي كمي كه كار كردهام، هميشه بازيگران زيادي حضور داشتهاند، اين انگيزه را در چشمان آنها ميبينم.
وي افزود: همين انگيزه است كه سه چهار روز قبل از آغاز فيلمبرداري همه بچهها در لوكيشن جمع شدند تا نقشهاي خود را پيدا كنند و اصولاً زندگي را در آن لوكيشن پيدا كنند. اينها دلايل دوست داشتن سينما توسط من هستند.

در ادامه اين نشست كاهاني در پاسخ به سؤالي در خصوص انتخاب طبقه پايين در آثارش گفت: به اعتقاد من بالاي شهر نماهاي تلويزيوني زيادي دارد اما پايين شهر با وجود اين كه خيلي چيزها تو را آزار ميدهد، اما روي پرده جذاب است به دليل اين كه طبقه پايين شهر سينماييتر است.
در ادامه مهران احمدي بازيگر و دستيار كارگردان «هيچ» در توضيح دلايل انتخاب طبقه متوسط توسط كاهاني در كارهايش گفت: به دليل رفاقت بيست و چند ساله من با كاهاني و خاستگاه آن محيط جغرافيايي كه در آن زندگي كرديم يعني خراسان و بعدها نيشابور، نيشابوريها هيچگاه در گذشته زندگي نميكنند و فكر ميكنم «آدم»، «آنجا»، «بيست» و «هيچ» همگي يك نقطه مشترك دارند و آن اين است كه آدمها اين حال (اكنون) را از دست ندهند.
وي افزود: ناخودآگاه رضا به دنبال اين است كه اين حال را دريابيم و فكر ميكنم نقطه مشترك اين تريلوژي نيز همين است كه اين حال را درك كنيم.

در ادامه اين نشست، علي علايي كه به عنوان منتقد در نشست نقد و بررسي «هيچ» در كافهخبر حضور يافته بود با اشاره به حضور متفاوت پانتهآ بهرام در «هيچ» گفت: من هميشه معتقد بودم كه سينما نميتواند تواناييهايي پانتهآ بهرام را نشان دهد چرا كه او در تئاتر سلطان صحنه است اما امسال دو فيلم متفاوت از او ديدم «بدورد بغداد» و «هيچ» كه فكر ميكنم سرانجام توانايي او در سينما نشان داده شده است.
پانتهآ بهرام بازيگر فيلم سينمايي «هيچ» نيز در پاسخ به اين موضوع گفت: تلويزيون و سينما مديومهاي متفاوتي هستند كه وقتي در آنها قرار ميگيري، تازه متوجه اين تفاوت نسبت به تئاتر ميشوي.
وي افزود: قبل از «چهارشنبهسوري» من سه فيلم را در سينما بازي كرده بودم كه بيشتر دستگرمي بود و واقعيت اين است كه ماهيت اين فيلمها را نيز نميتوان با هم مقايسه كرد و شايد آن فيلمها برايم خيلي جدي نبود و فكر كردم همين كه در آنها بد نباشم، كافي است.
بهرام خاطرنشان كرد: اما كارهايي مثل «هيچ» - كه اگر نگويم يكي از پنج فيلم برتر احساس ميكنم كه جزو 10 فيلم برتر سينماي ايران است- بهتر از آن است كه بشود در آن بد بازي كرد.
اين بازيگر سينما و تئاتر كشور در ادامه با گروتسك خواندن فيلم «هيچ» در سينماي ايران گفت: در سينماي فيلمي در فضاي گروتسك نداشتهايم كه همه چيز در عين عادي بودن عجيب به نظر برسد، به همين دليل از لحظهاي كه فيلمنامه «هيچ» را خواندم هيجانزده شدم چرا كه فكر ميكردم اگر همه چيز فيلمنامه درست اجرا شود، نتيجه كار فوقالعاده خواهد بود.
بهرام تصريح كرد: خيلي دنبال اينكه چه نوعي لكنتي ميتواند در فيلم داشته باشم بودم و در نهايت به اين موضوع رسيدم كه به دليل ايجاد شدن اين لكنت از يك ترس، بايد شبيه به نوعي سكسكه باشد و در نهايت لذتي از بودن در كنار هم ميبرديم، كمك كرد تا كار خوب از آب داريد.
در ادامه اين نشست، سعيد قطبيزاده منتقد سينماي ايران نيز با اشاره به اين كه با اين تعداد بازيگر خوب، كاهاني نميتوانسته است فيلم بدي بسازد، خاطرنشان كرد: در مورد كاهاني بايد بگوييم در مورد اين كه سلامت و شخصيت دارد، هيچ ترديدي نيست اما نميدانم چرا پيش از اين فيلمهايش را دوست نداشتم. «آدم» و «آنجا»اصلاً دوست نداشتم، «بيست» را كمي دوست داشتم اما «هيچ» را خيلي دوست دارم.
قطبيزاده ادامه داد: در «هيچ» احساس كردم صحنههايش عين زندگي است و ميشود ضعفهاي فيلم را به خاطر حس قوي جاري در آن بخشيد اما يكي از ضعفها اين است كه نسبتهاي فيلم معلوم نيست و فراتر از پيچيدگي مدنظر كاهاني اين نسبتها گنگ است و بعضاً در بعضي از شخصيتهاي فيلم بيعدالتي صورت گرفته است و آنقدر كه شخصيت نگار جواهريان و پانتهآ بهرام پررنگ است مثلاً باران كوثري و احمد مهرانفر پررنگ نيستند.
عبدالرضا كاهاني كارگردان فيلم در پاسخ به اين مورد گفت: دليل پررنگ بودن شخصيت نگار جواهريان اين است كه او اصولاً ميخواهد خودش را در فيلم نشان دهد، اما باران از اين خانواده متنفر است و در واقع من تصميم نگرفتم كه يكي را بيشتر جلوه دهم و بازيگر ديگري را كوچك كنم.
وي افزود: احمد مهرانفر نيز به طور كامل معرفي ميشود و حتي اولين پلاني كه ميبينيم جمع خانواده است و نسبتها را دلم ميخواهد تماشاگر خودش كشف كند. اتفاقاً باران كوثري به اعتقاد من بسيار درست بازي كرده است و اگر ما شخصيت او را به تنهايي بررسي كنيم ميبينيم كه بازي بسيار كاملي انجام داده است.

كاهاني ادامه داد: واقعيت اين است كه فيلم را آنطور كه خيليها تصور ميكنند نساختهايم. ما فيلمنامه را بارها بازنويسي كرديم اما بعد دوباره همه اين بازنويسيها را كنار گذاشتيم و با عوامل مشورت كرديم.
اين كارگردان سينما در ادامه بيان داشت: يكي از خصوصيات بازيگر خوب اين است كه به تو مشورت ميدهد البته هرچيزي كه ميگفتند به صورت تصويب نميشد و شايد ساعتها براي يك پلان بحث ميكرديم.
كاهاني تأكيد كرد: من بيشتر خودم را مدير اين پروژه ميبينم تا كارگردان. من مديريت و برقراري ارتباط بين آدمها را خيلي خوب بلدم و ميتوانم از بهترين نظرات استفاده كنم اگر من اين اجازه را داشتم، شايد تيتراژ فيلم را اصلاً تغيير ميدادم و مينوشتم فيلم «همه».
در ادامه اين نشست، حسين مهكام در مورد چگونگي نگارش فيلمنامه «هيچ» گفت: «هيچ» يك داستاني به ظاهر ساده است كه بايد از نهايت چگالياش استفاده شود و بايد روي جزئيات آن كار كنيم.
وي افزود: طبقه زير متوسط طبقهاي هستند كه اساساً ابزاري براي پنهان كردن خود ندارند و به همين دليل سينماييتر هستند. طبقه فرودست اصلاً نميتواند خود را پنهان كند چرا كه ديوارهايش فرو ريخته است بنابراين ما از همه ظرفيتهاي اين طبقه براي پيشبرد داستان استفاده ميكنيم.
كاهاني نيز در ادامه گفت: اين تصور اصولاً اشتباه است كه اگر لوكيشنهاي فيلم بيشتر باشد، كار جذابتر است براي همين در تدوين هم خيلي سخت دستمان به كات زدن رفت و سعي كردم از ظرفيتهاي يك سكانس خيلي بيشتر از آن چيزي كه در سينماي ما ميبينيم استفاده كنيم.
سعيد قطبيزاده در ادامه با اشاره به اين كه به دليل فضاي متفاوت «هيچ»، مطمئن هستم تا سال آينده چندين فيلم مشابه «هيچ» در جشنواره حاضر خواهند بود گفت: اين فضاي خانه قمرخانمي و فضاي فيلم «گوزنها»، براي همه غيرمنتظره است و مطمئن هستم كه سال آينده حداقل چند فيلم به تقليد از «هيچ» ساخته ميشود و شايد «هيچ» به لحاظ عمق شخصيتپردازي تأثيري از «درباره الي» نيز داشته باشد.

وي افزود: دليل اين كه ميگويم «هيچ» فيلم موفقي است، اين است كه اين موفقيت از نام فيلم و طرح فيلمنامه شروع ميشود و شخصيتهاي فيلم مثل آدم با هم صحبت ميكنند و همين كه تو در مورد نحوه تدوين يك فيلم صحبت نميكني، نشاندهنده آن است كه تدوين آن فيلم خيلي خوب بوده است.
در ادامه مسعود سلامي مدير فيلمبرداري فيلم «هيچ» نيز در خصوص شيوه فيلمبرداري اين فيلم گفت: از شانس بد من فيلمهايي كه در اين چند ساله به من خورده است يا روي دست بوده و يا تكلوكيشن.
وي افزود: در فيلم «بيست» شايد نتيجه نهايي خيلي مورد رضايت خودم نبود اما در هيچ واقعاً بر روي تكتك جزئيات كار فكر كرديم و سختترين فيلمبرداري اين است كه وقتي فيلمبردار وارد يك فضاي محدود ميشود، بتواند فضاي جديد را به تماشاگر نشان دهد.
سلامي خاطرنشان كرد: در «بيست» نيز هيچ زاويه تكراري را در رستوران نميبينيد و در «هيچ» نيز اين اتفاق تكرار شد و من سعي كردم عكس نگيريم و سختترين كار اين است كه ده دوازه بازيگر را بتوانيد در يك قاب جا بدهيد و رياكشنهاي آنها را نيز بتوانيد به موقع بگيريد.
وي خاطرنشان كرد: يكي از موفقيتهاي «هيچ» اين است كه ما يك تيم هستيم و اين همدلي در پيشبرد كار به ما خيلي كمك كرد.
كاهاني نيز در ادامه اين جلسه با تكذيب الگوبرداري از «درباره الي...» گفت: من اصغر فرهادي را خيلي دوست دارم و هميشه گفتهام «درباره الي...» يكي از بهترين فيلمهاي تاريخ سينماي ايران است اما اين كه تحت تأثير «درباره الي»، «هيچ» را ساخته باشم واقعاً من را اذيت ميكند به دليل اين كه همان موقع كه اصغر فرهادي در حال فيلمبرداري «درباره الي...» بود، من داشتم «بيست» را ميساختم و من اصولاً دو ماه قبل از فيلمبرداري هيچ فيلمي را نميبينيم تا ذهنيت خاصي پيدا نكنم و مطمئن باشيد اگر تحت تأثير اين فيلم بودم اولين نفر خودم آن را ميگفتم.
پانتهآ بهرام نيز در ادامه اين بحث گفت: من فكر ميكنم يكي از دلايل فراگير شدن «درباره الي» طبقهاي بود كه اصغر فرهادي انتخاب كرد. يكي از موفقيتهاي اصغر فرهادي اين است كه طبقه فرودست را به خوبي ميشناسد و اين انتخاب هوشمندانه باعث ميشود كه احساس ميكنيم چقدر فيلم او به ما نزديك است و در فيلم «هيچ» نيز اين اتفاق رخ داده است و شايد يكي از دلايل شباهت اين دو فيلم نزديكي شخصيتهاي آنها به ما است.
احمد مهرانفر بازيگر فيلم «هيچ» كه در فيلم «درباره الي...» نيز حضور داشت، در اين ارتباط گفت: من فكر ميكنم اين طرز فكر اشتباه است و اين كه بگوييم با يك عمدي، فرهادي به سراغ طبقه متوسطه رفته است، اشتباه است چرا كه هر اتفاق خلاقانهاي كه شكل ميگيرد در طي خلق اثر توسط هنرمند شكل گرفته است.

وي افزود: در مورد شباهت «هيچ» با «درباره الي...»، من فكر نميكنم اين دو فيلم نزديك به هم باشند اما به دليل اينكه هر دو كارگردان يك نوع رئاليسم اجتماعي پيدا كردهاند كه در سينماي ما نظير آن را بيش از اين نديده بوديم، شايد اين دو فيلم از اين بابت به هم شباهت پيدا كردهاند.
مهرانفر ادامه داد: اصغر فرهادي در فيلمهايش هميشه بازيگراني را ميآورد كه به شخصيتهاي درون ذهن خود نزديك باشند اما كاهاني هميشه شخصيتهايي را استفاده ميكند كه فاصله بسياري نسبت به خود داشته باشند. بنابراين همه آدمهايي كه در «درباره الي...» ميبينيم مابهازاي بيروني دارند كه من همه آنها را ميشناسم اما در فيلم «هيچ» همه ما شخصيتهايي را بازي كرديم كه فاصله زيادي با خود داشتند.
در ادامه اين نشست، مهران احمدي نيز با اشاره به نگاه فرهادي و كاهاني به طبقه متوسط جامعه، گفت: اگر درامهاي مطرح تئاتري ايران را نگاه كنيم به خصوص در آثار درامنويساني مثل غلامحسين ساعدي، اكبر رادي و صادق هدايت گرايش به طبقه فرودست جامعه را ميبينيم و هيچكدام از اين افراد درامهايشان مربوط به طبقه بالاي شهر نيست.
وي افزود: من فكر ميكنم مهكام و كاهاني دارند درست ميگويند و اين آدمها براي دراماتيزه شدن بهتر هستند و پولدارها هيچ چيزي ندارند و تنها از دور ماشينها و خانههايشان قشنگ است.
احمدي ادامه داد: «درباره الي...» فيلم خيلي خوبي بود اما بازي كردن در اين فيلم، به مراتب سادهتر از «هيچ» است چرا كه در «درباره الي...» هر كدام از ما بازيگران در زندگي واقعي در يك چنين شرايطي قرار بگيريم، مطمئن باشيد كه همان رياكشنها را خواهيم داشت، اما نقشهايي كه در «هيچ» ديديم، نوعي لبه تيغ و خطرناك بود و فكر ميكنم بازي كردن در فيلم «هيچ»، خيلي سختتر از «درباره الي...» است.
حسين مهكام نيز در خصوص بحث طبقات اجتماعي گفت: من بحث طبقات را اصلاً به اين شكل كه مطرح ميشود، نميبينم. اتفاقاً طبقه بالا و متوسط جامعه پتانسيل بسيار خوبي براي درام دارند. شايد ما خيلي از درامنويسانمان به سمت درامهاي روانكاوانه نرفتهاند اما به دليل اين كه طرحهاي داستاني قبل از نوشتن در ذهن كارگردان اتفاق ميافتد، اگر كارگردان ديگري بخواهد سراغ اين نوع آدمها برود، مطمئن باشيد جور ديگري به آنها نگاه ميكند و من اين نوع نگاه را در مورد طبقات اجتماعي نميپسندم.
در ادامه نشست، نويد فرحمرزي مدير چهرهپردازي «هيچ» نيز با اشاره به شيوه گريم بازيگران گفت: من در گريم اين فيلم، خودم را حذف نكردم اما واقعيت اين است كه هدايتهاي خوب عبدالرضا كاهاني و نور و تصوير مطلوب مسعود سلامي خيلي به اين فيلم كمك كرد.
وي ادامه داد: همه ما سابقه كار تئاتري داريم و اين دوستي از قبل باعث شده است تا نسبت به مختصات چهره هم شناخت پيدا كنيم. تفاوت گريم درست با گريم شعاري در اين است كه ما گريم را نميبينيم و در تمامي جشنوارههاي بزرگ نيز ما جايزه گريم نداريم، چرا كه اصولاً قرار نيست چهرهپردازي در فيلمها ديده شود.
فرحمرزي در مورد چهرهپردازي متفاوت «صابر ابر» در فيلم «هيچ» گفت: اتفاقاً گريم صابر ابر يكي از مواردي بود كه ما سر آن ماجراهاي زيادي داشتيم... اينها قرار نيست ديده شوند، اما بوده است.
وي تصريح كرد: اصولاً من در سينما دارم به اين موضوع متهم ميشوم كه كسي هستم كه آدمها را خوب بيريخت ميكند. شايد در «بيست» مهتاب كرامتي و در «هيچ» صابر ابر بيش از ديگران ديده شدند اما دقيقاً سنگينترين چهرهپردازيها براي بازيگران ديگر بود و در نهايت، قرار نبود ما در اين فيلم شو داشته باشيم اما من نميدانم در سينماي ايران چرا ما هميشه به دنبال اين هستيم كه بگوييم كه كار من خوب بوده است.
شيما منفرد تدوينگر فيلم سينمايي «هيچ» نيز در مورد شيوه تدوين اين فيلم گفت: ما تلاش ميكنيم كه شخصيتها را آنطور كه بيننده بايد بشناسد، نشان دهيم. يعني من دست نگه نميدارم تا كارگردان هرجا كه دوست داشت كات بزند تا ريتم فيلم هم لطمه بخورد.
وي افزود: معمولاً در سكانس پلانها، تدوينگر هيچ دخالتي نميتواند بكند اما من به دليل اين كه خودم موقع فيلمبرداري در صحنه حاضر بودم بعضي از مواقع دخالت ميكردم تا ريتم مناسب را گوشزد كنم. به طوري كلي يكي از خصلتهاي «هيچ» اين است كه تدوين كلاسيك با تدوين مدرنتر كه همان جامپكات باشد، تلفيق شده است.
در ادامه نشست، كاهاني در پاسخ به سؤالي در خصوص عدم استفاده زياد از موسيقي در فيلمهايش، گفت: من حتي براي تيتراژ هم موسيقي نديده بودم اما بعد وقتي تيتراژ روي صفحه سياه آمد، ترجيح دادم كه موسيقي داشته باشد، اما هيچ چيزي در اين مورد به كارن همايونفر نگفتم و به او گفتم كه فيلم را ببيند و تشخيص بدهد براي كجاي فيلم موسيقي داشته باشيم كه خودش بعد از ديدن فيلم گفت فقط تيتراژ ميتواند موسيقي داشته باشد!
كاهاني در ادامه در خصوص فضاي كلي فيلم «هيچ» گفت: من فكر ميكنم «هيچ» فيلمي تلخ اما اميدوارنه است اما اگر احساس ميشود كه فضاي آبزورد نزديك ميشود به دليل جنس ديالوگها است. در ميان ديالوگها هم سكوت داريم و هم در وسط حرفهاي مهم حرف مفت نيز زده ميشود و مجموعه اينها است كه يك دريافتي را به مخاطب ميدهد كه انگار اتفاق مهمي افتاده است. ظاهراً حرفها زياد مهم نيست اما وقتي تمام ميشود تماشاگر ميداند كه چقدر حرفها مهم بوده است.
كاهاني در خاتمه گفت: خيلي تلاش كرديم تا جنس ديالوگهاي فيلم كمدي نباشد چرا كه قصه «هيچ» از آن قصههايي است كه ميتوانست كمدي بسازبفروشي باشد. من به شدت دارم به سينمايي روي ميآورم كه همه چيز آن شبيه زندگي باشد و من هميشه يك قصه ساده ولي شگفتانگيز و برآمده از واقعيت برايم مهم است براي همين در زندگي واقعي نيز، به آدمها خيلي توجه ميكنم. بنابراين اگر شباهتي بين «درباره الي...» و «هيچ» حس ميكنيد، به دليل جنس شخصيتپردازي است چرا كه من جذب ايده نميشوم و ياد گرفتهام فيلمهايم شخصيتمحور باشند.
به گزارش خبرنگار سينمايي فارس در نشست نقد و بررسي فيلم سينمايي «هيچ» در كافه خبر عبدالرضا كاهاني، پانتهآ بهرام، شيما منفرد، احمد مهرانفر، مسعود سلامي، نويد فرحمرزي، حسين مهكام، مهران احمدي، شهرام شكيبا، سعيد قطبيزاده، علي علايي، اشكان راد و ياشر نورايي حضور داشتند.